جامعهمطالب محبوب تماشاگران

آسیب‌شناسی رسانه‌ای اضطرابِ «برنج تقلبی» در افکار عمومی

در ماه‌های اخیر، بازار کالاهای اساسی ایران، به‌ویژه برنج، در کانون توجه بوده است. اما آنچه در این میان بیش از کیفیت فیزیکی کالاها جلب‌توجه می‌کند، چرخه تولید و بازتولید «اخبار تقلب» است.

تماشاگرآنلاین: مسئله‌ی «برنج تقلبی» در بازار ایران، پیش از آنکه یک بحرانِ سلامت‌محورِ تمام‌عیار باشد، یک «بحرانِ اعتماد» و یک پدیده‌ی «رسانه-محور» است. در غیاب گزارش‌های مستند و فراگیر از نهادهای نظارتی در سه ماه اخیر مبنی بر شیوعِ سازمان‌یافته‌ی برنج‌های تقلبی، چرا همچنان واژه‌ی «برنج تقلبی» در ادبیات گفتاری و فضای مجازی جامعه پربسامد است؟

۱. اقتصادِ شایعه در عصرِ نااطمینانی

در جامعه‌ای که با چالش‌های اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کند، حساسیت عمومی نسبت به سلامت کالاهای مصرفی به‌شدت افزایش می‌یابد. در چنین بستری، رسانه‌های غیررسمی و شبکه‌های اجتماعی نقش «تولیدکنندگانِ اضطراب» را ایفا می‌کنند. اخبار مربوط به «برنج پلاستیکی» یا «اختلاط برنج‌های بی‌کیفیت» که عمدتاً بازنشر محتواهای قدیمی یا تقطیع‌شده است، به شکلی ویروسی در فضای مجازی منتشر می‌شود. این پدیده را می‌توان در چارچوب «نظریه کاشت» بررسی کرد؛ به‌طوری که تکرارِ مداومِ اخبارِ شبه‌علمی درباره‌ی تقلب، باعث می‌شود جامعه، فارغ از صحت و سقمِ آن، به هر نوع کاهشِ کیفیتِ عادیِ محصول (که ناشی از شرایطِ تولید است) برچسبِ «تقلب» بزند.

۲. فقدان «روایت رسمی» و خلاء اطلاعاتی

یکی از دلایل اصلیِ رونق گرفتنِ اخبارِ زرد در این حوزه، سکوت یا تأخیر در اطلاع‌رسانی توسط نهادهای مسئول است. وقتی نهادهای نظارتی در مواجهه با شایعات، پاسخی ایجابی و مستند ارائه نمی‌دهند، خلاء اطلاعاتی ایجاد شده توسط رسانه‌های غیررسمی پر می‌شود. اینجاست که نقشِ روزنامه‌نگاریِ تحقیقیِ حرفه‌ای برجسته می‌شود. رسانه‌های رسمی ما موظف‌اند فراتر از گزارش‌های کلیشه‌ایِ «تکذیب»، به تبیینِ سازوکارهای نظارتی بپردازند. جامعه باید بداند که زنجیره‌ی تأمینِ برنج، از مبادیِ ورودی تا سفره‌ی خانوار، تحت چه استانداردهایی (هرچند با نقص‌های احتمالی) کنترل می‌شود.

۳. پیوندِ «فرهنگِ مصرف» و «اعتماد اجتماعی»

برنج در فرهنگ ایرانی نه فقط یک کالای مصرفی، که یک نماد فرهنگی و کانونی برای گردهمایی‌های خانوادگی است. بنابراین، خدشه به سلامت این کالا، فراتر از یک مسمومیتِ فیزیکی، «مسمومیتِ روانی» ایجاد می‌کند. رسانه‌ها در تبیینِ این موضوع باید به دو نکته توجه کنند:

تفکیکِ کیفیت از تقلب: بسیاری از شکایاتِ مصرف‌کنندگان، نه ناشی از «تقلب» (به معنایِ جعل یا مواد افزودنی غیرمجاز)، بلکه ناشی از «عدم تطابق کیفیت با تبلیغات» است. رسانه باید بتواند بین این دو مرز قائل شود تا از تعمیمِ گسترده‌یِ یک ناهنجاریِ کوچک به کلِ سیستمِ بازار جلوگیری کند.
سوادِ رسانه‌ایِ مصرف‌کننده: ارتقای سوادِ رسانه‌ای مخاطب برای تمایز قائل شدن میانِ «گزارش‌های خبریِ مستند» و «محتواهای کلیک‌خور» که با هدفِ ایجادِ رعب و وحشت ساخته می‌شوند، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است.

 رسانه به مثابه ابزارِ شفافیت

به‌نظر می‌رسد در بازه زمانیِ کنونی، آنچه بیش از همه نیازمندِ مراقبت است، نه تنها کیفیتِ برنج‌های موجود در بازار، بلکه «کیفیتِ روایت‌های رسانه‌ای» از بازار است. به جای دامن زدن به اضطراب‌های عمومی، وظیفه‌ی رسانه‌ها پیگیریِ مستمرِ نظارت‌ها و مطالبه‌گری از نهادهای مسئول برای شفاف‌سازی است. ما به عنوانِ اهالیِ رسانه و دانشگاه، باید پیشگامِ روایتی باشیم که در آن «حقیقت» قربانیِ «جذابیتِ اخبارِ منفی» نشود. آرامشِ بازار، پیش از آنکه در انبارها شکل بگیرد، در «گفتمانِ عمومی» تثبیت می‌شود.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا