نقدی بر کتاب تلنگرهای فرهنگی مهدی بذرافکن؛کتابی با ظرفیت بسیار، اما در میانهٔ راه
اخبار امروز
بدون دیدگاه

کتابی با ظرفیت بسیار، اما در میانهٔ راه

«تلنگرهای فرهنگی» از آن دست آثاری است که با حجمی اندک، مدعی تأملی بزرگ است. «مهدی بذرافکن» در این مجموعه، به سراغ لحظات به‌ظاهر پیش‌پاافتادهٔ زندگی روزمره رفته و آن‌ها را با زبانی ساده و بی‌پیرایه روایت کرده است.


♦نوشته:بهمن پگاه راد/پیشکسوت رسانه و نویسنده بیش از 30 عنوان کتاب

نقدی بر کتاب تلنگرهای فرهنگی مهدی بذرافکن؛کتابی با ظرفیت بسیار، اما در میانهٔ راه

اما آنچه این کتاب را از یک مجموعه حکایت صرف متمایز می‌کند، رویکرد روایتی آن است؛ رویکردی که اگر به‌درستی به‌کار گرفته شود، می‌تواند آیینه‌ای تمام‌قد از فرهنگ رفتاری ما پیش روی خواننده بگذارد.

هنر «نگفتن»؛ نقطهٔ قوت اصلی کتاب
بذرافکن در بسیاری از حکایات، به‌درستی از اظهارنظر مستقیم پرهیز کرده و صحنه را چنان می‌چیند که خواننده خود به تأمل واداشته شود. نمونهٔ درخشانش، حکایت رانندهٔ اتوبوس است: راننده‌ای میانسال با عصبانیت به جوانی که پاهایش را روی میز دراز کرده تندی می‌کند، اما ساعتی بعد، پسرِ خود راننده دقیقاً همان رفتار را تکرار می‌کند. نویسنده هیچ نتیجه‌گیری اخلاقی نمی‌کند؛ نه می‌گوید ریاکاری و نه تناقض رفتاری. او صرفاً صحنه را ثبت کرده و خواننده را با این پرسش تنها می‌گذارد که «آیا من هم چنین‌ام؟» این همان تلنگر حقیقی است؛ نه با انگشت نصیحت و گفتار پدرانه ، بلکه با آیینهٔ روایت.حکایت بانوی میانسال و وانت کاهو‌فروش نیز از همین جنس است. راوی سرعت را کم می‌کند تا خانمی عبور کند، اما او با پرخاش می‌گوید :مگر خیابون ارث باباته! و راوی فقط می‌خندد. بذرافکن در اینجا نیز از هرگونه داوری دربارهٔ ناسپاسی یا عادت پرخاشگری پرهیز کرده و تنها کنش خندیدن را به‌عنوان واکنش ممکن پیش روی خواننده می‌گذارد. این سکوت روایی، فضایی برای خوداندیشی مخاطب باز می‌کند که هیچ جملهٔ اخلاقی‌ توان برابری با آن را ندارد.

اما پاشنهٔ آشیل حکایات
با این حال، در برخی از حکایات که می توان گفت اغلب آن، بذرافکن، از این اصل فاصله می‌گیرد و به‌ناگاه به نتیجه‌گیری اخلاقی روی می‌آورد. جمله‌ای مانند : پرخاش به عادت بدل شده است، در مطلب «دست کار، نه دست دراز» نتیجه این است که ما مردم راه گدایی را آسان کرده‌ایم و فرهنگ کار را کم کم به دست فراموشی سپرده ایم ! در بخشی دیگر، تلنگر را به پیام اخلاقی یک‌سویه تبدیل می‌کند. اینجاست که کتاب از آیینه به پندنامه متمایل می‌شود و خواننده را از جایگاه هم‌اندیشی به جایگاه شنونده‌ای منفعل می‌نشاند.بنابراین در راه نویسندگی و تا حدودی قصه پردازی، علی‌رغم این کار اصلی نویسنده اثر نیست، وی تا حدودی موفق است، اما در مقال تلنگرهای فرهنگی، وی باید کسی باشد، که روایت را چنان بپروراند که خود موقعیت، گویاتر از هر نتیجه‌گیری باشد. وقتی بذرافکن در حکایت راننده و پسرش از هرگونه جمع‌بندی پرهیز می‌کند، اثری ماندگار خلق می‌کند. اما وقتی با جمله‌ای صریح، عادت پرخاشگری را برچسب می‌زند، درواقع به خواننده می‌گوید: من به‌جای تو فکر کردم؛ تو فقط تأیید کن! این رویکرد، هرچند از سر دغدغهٔ اصلاح‌گری است، اما نیروی ضربهٔ روایت را تا حد زیادی خنثی می‌کند.

راه بهترکدام است؟!
اگر بذرافکن در تمام حکایات، همچون دو نمونهٔ یادشده، صرفاً به بیان واقعه بسنده کرده و هیچ داوری اخلاقی مستقیمی نمی‌افزود، تلنگرهای فرهنگی اش می‌توانست به یکی از تأثیرگذارترین کتاب‌های کوتاه فرهنگی سال‌های اخیر تبدیل شود. چراکه مخاطب امروز، از پندهای صریح خسته و نسبت به نصیحت‌های مستقیم مقاوم است؛ اما روایت بی‌طرفانه، او را درگیر کشف معنا می‌کند و این درگیری ذهنی، خود دقیقاً همان تلنگری است که کتاب وعده‌اش را داده.

جمع‌بندی؛ کتابی با ظرفیت بسیار، اما در میانهٔ راه
«تلنگرهای فرهنگی» کتابی است با نگاهی دقیق و زبانی ساده که در بهترین نمونه‌هایش، به اصل بنیادین واگذاری برداشت به خواننده پایبند می‌ماند و همین ویژگی، آن را از بسیاری آثار همرده متمایز می‌کند. اما گاه این پایبندی شکسته می‌شود و نویسنده با نتیجه‌گیری اخلاقی، از ظرفیت والای روایت می‌کاهد. اگر در چاپ‌های بعدی، بذرافکن جرات نگفتن کامل را به‌کار گیرد و اجازه دهد خود حکایات، تلنگر را به ذهن مخاطب بزنند، این کتاب کوچک ٨٠ صفحه ای می‌تواند تأثیری بزرگ و ماندگار بر فرهنگ رفتاری ما بگذارد. در غیر این صورت، در میان انبوه کتاب‌های پندآموز، گم خواهد شد؛ درحالی که ظرفیت بسیار بیشتری دارد.

نشر تلنگرهای فرهنگی محصول همکاری دو نهاد فرهنگی شناخته‌شده در جنوب کشور

نکته آخر این که نشر تلنگرهای فرهنگی محصول همکاری دو نهاد فرهنگی شناخته‌شده در جنوب کشور است: انتشارات بین‌المللی نوید شیراز به مدیریت استاد داریوش نویدگویی و مؤسسهٔ بین‌المللی رسانه‌ای خبر به مدیریت استاد حسین واحدی‌پور. حضور این دو نام، برای هر کتابی می‌تواند مایهٔ اعتبار باشد. نویدگویی، ناشر باسابقه‌ای که نشان درجه‌یک فرهنگ و هنر را دارد و طی دو دهه، ۱۹ بار ناشر برتر ملی و ۲۷ بار ناشر برتر استان فارس شناخته شده است. واحدی‌پور نیز چهره ماندگار، با حدود ۶۰ سال سابقهٔ مطبوعاتی، از پیشکسوتان روزنامه‌نگاری ایران و مدیر بزرگ‌ترین بنگاه مطبوعاتی بخش خصوصی است که وجودشان در این وانفسای کمبود کتاب به علت عوامل سد راه تولید « یار مهربان» در جامعه ما مغتنم است.

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه اشخاص مدیر، نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *