روایت پرویز کرهبندی از چند دهه زندگی با سینما
از سینماهای آبادان تا فیلمنامهنویسی در شیراز

پرویز کرهبندی، مهندس بازنشسته شرکت نفت و هنرمند ساکن شیراز، مسیری متفاوت را از سینماهای آبادان در سالهای کودکی تا تجربه بازیگری، مشاوره در تولید آثار سینمایی و مستند و آموزش تخصصی فیلمنامهنویسی طی کرده است.
تماشاگرآنلاین:مسیری که به گفته خودش از علاقهای قدیمی به سینما آغاز شده و امروز به تلاش برای تبدیل تجربههای چند دهه زندگی به روایتهای سینمایی رسیده است.
پرویز کرهبندی متولد مرداد ۱۳۴۴ در آبادان است؛ شهری که سینما برای او از همان سالهای کودکی و نوجوانی به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شد. پدرش اصالتاً بوشهری و از کارکنان شرکت نفت بود و کرهبندی به عنوان فرزند آخر یک خانواده پرجمعیت، دوران کودکی خود را در فضای اجتماعی و فرهنگی آبادان سپری کرد؛ شهری که در آن سالها یکی از کانونهای مهم زندگی صنعتی و فرهنگی جنوب ایران به شمار میرفت.
او از همان سالها با سینما ارتباط برقرار کرد و رفتن به سالنهای سینما همراه با دوستانش، بخشی از خاطرات دوران نوجوانیاش را شکل داد. سینماهای آبادان، از جمله سینما تاج، در حافظه او تنها سالن نمایش فیلم نیستند؛ بخشی از تجربه زیسته نسلی هستند که در سالهای پیش از انقلاب با سینما و جریانهای فرهنگی آن دوره از نزدیک مواجه بود.
کرهبندی درباره نخستین مواجهههایش با سینما میگوید: من از کودکی و نوجوانی با سینما بزرگ شدم. آبادان آن زمان فضای خاصی داشت. سینما رفتن برای ما یک اتفاق معمول و بخشی از زندگی بود. سینما تاج را به یاد دارم و فیلم دیدن با دوستانم یکی از خاطرات جدی آن سالهاست.
خانوادهای درگیر ادبیات و مسائل اجتماعی
فضای خانوادگی نیز در شکلگیری نگاه کرهبندی به جامعه و فرهنگ نقش داشت. به گفته او، برخی از برادرانش در فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی حضور داشتند و خانواده نیز تحت تأثیر فضای اجتماعی و سیاسی سالهای پیش از انقلاب قرار داشت.
او میگوید: خانواده ما خانوادهای پرجمعیت بود و من فرزند آخر بودم. برادرهای بزرگترم فعالیتهای اجتماعی داشتند و طبیعتاً فضای خانواده هم با مسائل اجتماعی آن دوران در ارتباط بود. این فضاها روی نگاه آدم تأثیر میگذارد، حتی اگر آن زمان خودت دقیقاً ندانی بعدها قرار است چه مسیری را طی کنی.
کرهبندی در کنار علاقه به سینما، از دوران نوجوانی به شعر و نوشتن نیز علاقه داشت؛ نوشتههایی که به گفته خودش در طول سالها باقی ماندهاند، اما هیچگاه به شکل یک مجموعه منسجم منتشر نشدهاند.
او درباره این بخش از زندگی خود توضیح میدهد: از قبل از دوره نوجوانی شعر میگفتم و همیشه به نوشتن علاقه داشتم. نوشته و کتاب و مطالب زیادی در طول سالها داشتهام، اما هیچوقت آنها را به شکل منسجم جمع نکردم که تبدیل به یک اثر منتشرشده شود.
آشنایی با فضای ادبی و هنری تهران
یکی دیگر از مقاطع اثرگذار زندگی کرهبندی به دوره حضور او در تهران بازمیگردد، زمانی که از طریق زنده یاد فهیمه راستکار پیشکسوتِ صداپیشگی و همچنین آشنایی خانوادگی با بزرگمردِ ترجمهٔ پارسی و گنجینهٔ ایران زنده یاد نجف دریابندری، مترجم و نویسنده شناخته شده، با بخشی از فضای ادبی و هنری تهران ارتباط پیدا کرد.
کرهبندی از حضور در آن محافل به عنوان تجربهای مهم در مسیر فکری خود یاد میکند، محافلی که در آنها درباره ادبیات، سینما، هنر و مسائل اجتماعی گفتوگو میشد و او در سنین جوانی فرصت پیدا کرد از نزدیک با بخشی از فضای فرهنگی آن دوران مواجه شود.
او میگوید: مدتی در دهه شصت شمسی و عنفوان جوانی تهران بودم و از طریق آشنایی خانوادگی با نجف دریابندری وارد فضایی شدم که آدمهای اهل هنر و ادبیات رفتوآمد داشتند. گعدههایی شکل میگرفت و درباره هنر، ادبیات، سینما و مسائل مختلف صحبت میکردند. برای یک جوان، قرار گرفتن در چنین فضایی خیلی تأثیرگذار است.
به گفته کرهبندی، در همان دوره استعداد او در نوشتن و علاقهاش به فعالیت هنری مورد توجه قرار گرفت و پیشنهادهایی برای ادامه این مسیر دریافت کرد، اما شرایط زندگی و مسئولیت خانوادگی باعث شد مسیر دیگری را انتخاب کند.
او ادامه میدهد: به من گفته شد همینجا بمان و بنویس و کار کن، اما من آن زمان زن و بچه داشتم و تصمیم داشتم به شیراز برگردم. زندگی مسیر خودش را داشت و من هم وارد مسیر کاری دیگری شدم.
سالها فعالیت در صنعت نفت و باقی ماندن یک علاقه
کرهبندی در ادامه زندگی حرفهای خود وارد حوزه مهندسی و صنعت نفت شد و سالهای زیادی را در شرکت نفت سپری کرد. با این حال، علاقه به سینما و نوشتن هیچگاه از زندگی او حذف نشد.
او میگوید: سینما هیچوقت از زندگی من بیرون نرفت. ممکن بود شغل و زندگی حرفهای من چیز دیگری باشد، اما علاقه به سینما همیشه وجود داشت. شاید فقط فرصت اینکه جدیتر دنبالش کنم، دیرتر فراهم شد.
این علاقه سرانجام در سال ۱۳۹۰ شکل عملیتری به خود گرفت و کرهبندی وارد مدرسه کیمیایی در شیراز شد تا آموزش بازیگری را به صورت جدی دنبال کند.
آغاز جدی فعالیت هنری در شیراز
کرهبندی در سال ۱۳۹۰ و در حدود ۴۵ سالگی وارد مدرسه کیمیایی شیراز شد، اتفاقی که نقطه شروع دوره تازهای از فعالیت هنری او بود.
او درباره ورودش به این عرصه میگوید: سال ۱۳۹۰ به مدرسه کیمیایی شیراز رفتم. شاید برای شروع بازیگری سن خیلی معمولی نبود، اما برای خودم مهم نبود. من از قبل علاقه داشتم و فکر میکردم اگر قرار است کاری را شروع کنم، باید یاد بگیرم و تجربه کنم.
ورود به عرصه بازیگری، کرهبندی را با گروهی از جوانان و فیلمسازان شیراز همراه کرد و در سالهای بعد، تجربه حضور او به حوزههای مختلف تولید فیلم گسترش یافت.
از جمله تجربههای او میتوان به حضور در فیلم سینمایی “سایبان” در جایگاه بازیگری به کارگردانی پرهام کاویانی در کنار مهدی سلوکی و زنده یاد عنایت الله بخشی و سولماز حصاری در سال ۱۳۹۴، همچنین بازی در فیلم کوتاه “قهوهای” به کارگردانی سینا کریمی در همان سال و همکاری در فیلم کوتاه “بازگشت” به کارگردانی زهرا پارسایی و بازی در تله فیلم “سرنوشت بد خط” با بازی زنده یاد کاظم افرندنیا ساختهٔ ایمان خورشیدی در سال ۱۳۹۶ اشاره کرد.
از بازیگری تا مشاوره در ساختار فیلم
با گذشت زمان، علاقه کرهبندی به بخشهای پشت صحنه و ساختار روایی آثار بیشتر شد. او به تدریج از بازیگری فاصله گرفت و در زمینه مشاوره، ایدهپردازی، تدوین و ساختار فیلمنامه با برخی پروژهها همکاری کرد.
در مستند کوتاه “وداع”، ساختهٔ محمد ناصریراد در بخش تدوین مشاوره ارائه کرد و در مستند “دروازه حقیقت” نیز در روند تدوین و ساختار اثر باز هم به کارگردانی محمد ناصریراد با گروه همراه بود.
او درباره این تغییر مسیر میگوید: کمکم متوجه شدم چیزی که بیشتر از حضور جلوی دوربین برایم جذاب است، ساختن خود فیلم است، اینکه داستان چگونه شکل بگیرد، چه چیزی حذف شود، ریتم چگونه ساخته شود و شخصیتها چگونه وارد روایت شوند.
یکی از همکاریهای او در این دوره، مستند “طاووسها پرواز را نمیفهمند” ساخته محمد ناصریراد و علی بلندنظر است که کرهبندی در شکلگیری فیلمنامه و روایت آن مشاوره ارائه کرده است.
او درباره تجربه همکاری با فیلمسازان جوانتر میگوید: در پروژه “طاووسها پرواز را نمیفهمند” بیشتر بحث فیلمنامه و روایت برایم جدی بود. وقتی با یک گروه جوان کار میکنی، گفتوگو و تبادل نظر میتواند به شکل گرفتن ایده کمک کند. من هم تلاش میکنم تجربهای را که در طول سالها به دست آوردهام، در اختیار پروژه قرار بدهم.
بازنشستگی و بازگشت جدیتر به نوشتن
پس از بازنشستگی از شرکت نفت، فرصت بیشتری برای کرهبندی فراهم شد تا علاقه دیرینه خود به ادبیات و سینما را به شکل تخصصیتر دنبال کند. در یکی دو سال اخیر، او تمرکز بیشتری بر آموزش مبانی و اصول فیلمنامهنویسی گذاشته و مطالعه و تحلیل ساختار فیلمنامه را به صورت جدی دنبال میکند.
او میگوید: بعد از بازنشستگی احساس کردم حالا فرصت بیشتری دارم که به چیزی که همیشه دوستش داشتم برگردم. در یکی دو سال اخیر بیشتر روی مبانی و اصول تخصصی فیلمنامهنویسی کار کردهام و آموزش دیدهام. برای من مهم است که فیلمنامه را اصولی بشناسم و صرفاً بر اساس علاقه و ذوق شخصی جلو نروم.
کرهبندی در حال حاضر چند ایده را برای تبدیل شدن به فیلمنامه دنبال میکند و تلاش دارد تجربههای زندگی، مطالعات ادبی و تجربه حضور در پروژههای مختلف را در این مسیر به کار بگیرد.
او درباره برنامه خود برای آینده میگوید: چند ایده دارم که در حال کار کردن روی آنها هستم. برایم مهم است که ایده خام باقی نماند و بتواند به یک فیلمنامه درست تبدیل شود. شاید سالها طول کشیده باشد تا به این نقطه برسم، اما فکر میکنم هر چیزی زمان خودش را دارد.
سینما به مثابه ادامه یک زندگی
مسیر هنری پرویز کرهبندی را نمیتوان تنها با عنوان بازیگر، مشاور یا فیلمنامهنویس تعریف کرد. آنچه در روایت زندگی او برجسته است، تداوم یک علاقه قدیمی در میان تغییرات بزرگ زندگی است، علاقهای که از سینماهای آبادان آغاز شد، در فضای ادبی و هنری تهران تجربه شد، در سالهای فعالیت حرفهای در صنعت نفت در پسزمینه باقی ماند و سرانجام در شیراز به فعالیت عملی در سینما و فیلمنامهنویسی رسید.
او درباره نسبت خود با سینما چنین توضیح میدهد: من سینما را از یک جایی شروع نکردم که بگویم از امروز هنرمند شدهام. این علاقه از کودکی با من بوده است. شاید شکلش در دورههای مختلف زندگی تغییر کرده باشد، اما همیشه وجود داشته. امروز هم فکر میکنم آنچه در این سالها دیدهام و تجربه کردهام، میتواند به درد نوشتن و روایت کردن بخورد.
کرهبندی اکنون در دورهای از فعالیت خود قرار دارد که تجربههای چند دهه زندگی را به سمت روایت و فیلمنامه سوق میدهد، از خاطرات آبادان و سینماهای آن شهر تا سالهای کار در صنعت نفت، تجربههای ادبی، حضور در پروژههای سینمایی و مستند و همکاری با فیلمسازان شیراز.
در نگاه او، فیلمنامهنویسی فرصتی است برای آنکه تجربههای پراکنده زندگی به ساختاری روایی تبدیل شوند، مسیری که پس از سالها علاقهمندی به سینما، اکنون برای او به یکی از مهمترین دغدغههای هنری تبدیل شده است.
کره بندی در پایان گفت: من هنوز خودم را در ابتدای راه میبینم، انگار آن کودک آبادانی که دست در دست رفقایش به سینما میرفت و در تاریکی سالن، پیش از آنکه بداند سینما چیست، عاشق نور و قصه شده بود، هنوز در من نشسته است. سالها گذشت، نفت، کار، زندگی، خانواده و روزگار آمدند و از کنارم گذشتند، اما آن چراغ کوچک خاموش نشد. امروز اگر قلم به دست میگیرم و به فیلمنامه فکر میکنم، میخواهم آنچه را در این سالها دیدهام، شنیدهام و زیستهام، به قصه تبدیل کنم، شاید سینما برای من از همان تاریکی سالنهای آبادان آغاز شد و حالا میخواهم در سالهای پیش رو، سهم خودم را از روشن نگه داشتن آن چراغ ادا کنم.






