اصغر اکبری؛ مربیِ نجیب و مهجورِ فوتبالِ فارس
قصه مربیای که استحقاقِ بیشتری داشت

در سپهر فوتبال ایران، نامهای بسیاری به واسطه هیاهوی رسانهای و حواشی پررنگتر از متن، همواره در صدر اخبار بودهاند.
تماشاگرآنلاین:اما در سوی دیگر این میدان، چهرههایی حضور دارند که به دور از غوغاسالاری، تکیهگاهِ فنی و اخلاقی فوتبال بودهاند؛ چهرههایی که «اصغر اکبری» بیشک یکی از نمادهای بارز و در عین حال مظلوم آن است.
از تاییدِ اسطورهها تا دیوارِ کجِ حواشی
آنچه بیش از هر چیز در کارنامه ورزشی اصغر اکبری خودنمایی میکند، نه فقط توانمندیهای فنی او، که گواهیِ بزرگانِ این عرصه بر شایستگیهای اوست. تحسین شدن توسط مربی بزرگی چون «سوکوموروخوف» -که خود از ارکان دانش مربیگری در تاریخ استقلال تهران بود- گواهی است بر سطحِ فنی اکبری که فراتر از مرزهای استان فارس، در سطح ملی نیز زبانزد بود. حضور سه ماهه او در تمرینات تیم ملیِ «علی پروین» و همچنین پیراهنِ احتمالی استقلال که به دلیل قوانینِ دستوپاگیرِ آن سالها هرگز فرصت پوشیدن نیافت، تنها بخشی از حسرتهایی است که نه بر دوش او، بلکه بر پیکره فوتبال ایران سنگینی میکند.
قربانیِ مناسباتِ غیرفنی
داستانِ خط خوردنِ او از لیست تیم ملی به بهانهای که شاید در آن زمان «مصلحت» خوانده میشد، اما امروز در محکمهی وجدانِ ورزشینویسان «اجحاف» نامیده میشود، روایتِ تلخِ بسیاری از استعدادهایی است که قربانیِ موازنههایی خارج از دایرهی سبزِ زمین شدند. اینکه او به دلیل بازیِ همتایانش در تیمهای پایتختنشین و ترس از واکنشهای احتمالی در مسابقات آسیایی، از فهرست کنار گذاشته شود، بیش از آنکه ضعفِ اکبری را نشان دهد، گویای حاکمیتِ غیرمنطقیِ حواشی بر متنِ فوتبال در آن دوران است.
اصغرِ فوتبال؛ تداومِ نجابت در مربیگری
این «مظلومیتِ تاریخی» متأسفانه در دوران مربیگری نیز سایهی خود را بر عملکردِ درخشانِ او حفظ کرده است. اکبری در هر مقطعی که هدایتِ تیمی را در شیراز یا دیگر نقاط ایران بر عهده داشته، کارنامهای مقبول و عملکردی حرفهای از خود بر جای گذاشته است؛ با این وجود، همچنان گویی در خانه خویش نیز غریب است. این پارادوکسِ عجیب، شاید ناشی از همان آفتِ همیشگیِ فوتبال ما باشد؛ جایی که سلامتِ رفتاری و دانشِ فنی، در رقابت با حواشیِ پرسر و صدا، گاهی به حاشیه رانده میشوند.
سخن آخر
با تمامِ این تفاصیل، اصغر اکبری در قلبِ فوتبالدوستانِ واقعی شیراز و فارس، جایگاهی «اکبر» و ستودنی دارد. او نمادی است از مربیانی که «سلامت» را بر «سیاستورزی» در ورزش مقدم شمردهاند. شاید وقت آن رسیده باشد که رسانهها و مدیرانِ ورزشی، با نگاهی آسیبشناسانه، چراییِ مهجور ماندنِ چنین سرمایههایی را واکاوی کنند و با تقدیر از امثال او، راه را برای جریانسازیِ اخلاقمدارانه در فوتبال بازگردانند.
اصغر اکبری، بیش از آنکه به تاییدِ لیستهای ملی نیاز داشته باشد، به پاسداشتی نیاز دارد که فوتبال فارس مدیونِ سالها دانش و تعهدِ اوست.



